تبليغاتX
مشق شب
یکشنبه دهم آبان 1388
از روزهای رَفته و رُفته...
 

*رفیقِ شفیقِ ما محمدِ امین علیه‌الرحمه و دامت‌برکاتُه آنچنان در سنت الهیِ استدراج فرورفته که دست به خلق یک بازیِ وبلاگی زده است(العیاذ بالله) و از آنجا که عالِم به دوستیِ ماست که معَ رفیق به قعر چاه هم می‌رویم با جسارتی کم‌نظیر بنده را نیز به این بازی دعوت کرده است... بازی از این قرار است که باید نهمین روز از نهمین ماهِ سنه‌ی نود و نه را که می‌شود ۹/۹/۹۹ را پیش‌بینی یا از پیش‌گویی یا... خلاصه یک کاری‌ش کنیم دیگر... ما هم که بازی‌خورده‌ی دَهر... بسم الله

تا ۱۱ سالِ دیگر به لطف خداوند خواهم توانست که یک صندلی لهستانیِ فاخر برای خودم بخرم و پولش می‌تواند از یک موکّل بی‌نوا یا تدریس یا دست‌فروشی یا هرچیز دیگری تأمین شود. علی ایُّ حال خواهم توانستن که ساعت ۹ شب ۹ آذر سال ۹۹ بنشینم روی صندلی مذکور و به گذشته‌ها فکر کنم. مثلاً به سال ۸۸ که سالِ تاریخ‌سازی بود. به خرداد ۸۸ یا همان ۲۵ خردادش و... یا به قبل‌تر و سال‌های عصر جمعه‌های قصه‌های مجید یا سالی که خداداد گل زد... ایام دوم خرداد که بچه بودیم و روزنامه‌ی جامعه... بعد باز به سال ۸۸ فکر کنم که چه سالی بود٬ تمامی نداشت لا مصب و به سال‌ها و روزهای بعدش فکر کنم که هنوز نیامده٬ که گمان مکن به پایان رسید کار مغان... که هزار باده‌ی ناخورده در رگِ تاک است...

باری به هرچه فکر کنم٬ گذشته را مرور کنم و مثل سالواتوره‌ی سینما پارادیزو نشسته روی صندلی و ایّامِ رفته فیلم‌وار از جلوی چشمانم رد بشود... سال٬ سالِ ۹۹ هم که باشد باز هم رفتن‌هایم به نرسیدن‌ها رسیده... باز هم از دویدن‌ها خستگی مانده و عطش٬ آن هم عطشِ باز دودیدن... حالا ۹ شبِ ۹/۹/۹۹روی صندلیِ لهستانی که عقب و جلو می‌رود اگر به اینجا برسم٬ واقعاً چه چیزی جز غزلِ بی‌انتهای مولوی به دادِ من می‌رسد که ۱۱ سال که هیچ٬ هزار سال هم بگذرد تنها جَلی‌تر می‌شود:

همه صید ها بکردی هله میر بار دیگر

سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر

همه غوطه ها بخوردی همه کار ها بکردی

منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر

همه نقد ها شمردی به وکیل در سپردی

بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر

...

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش

  بنماند  هیچش  الا هوس  قمار  دیگر

 

*من هم با ضمیری مطمئن و امیدوار از رفقا٬ فُضلا٬ اساتید و بزرگان درخواست می‌کنم تا تن به این بازی بدهند. لذا وبلاگ‌های شریفِ رویای آبی٬ اقلیما٬ پوتشکا٬ تا رهایی٬ صد سال تنهایی٬ لحظه‌های کاغذی٬ نوستالژی بجستان٬ تازه‌کار٬ ابری که زن شد و دلم می‌نویسد و ... با شدّتِ بسیاری به نوشتنِ از ۱۱ سال و ۱ ماه و ۱ روز دیگر (حدوداً) دعوت می‌شوند.